تبليغاتX
پایگاه هواداران ابی دل

پایگاه هواداران ابی دل

ابی مثل دریا ابی مثل اسمون و ابی مثل ...استقلال

فعلا خدا حافظ....

سلام دوستای گلم!!!!!!!!!!!راستش امروز1خبر بد دارم.متاسفانه علی رغم میل باطنیم مجبورم کامپیوتر و اینترنت و وبلاگ نویسی برای مدت ها تعطیل کنم.می دونید چرا؟؟؟بخاطر باز شدن مدرسه ها!!توی پروفایلم نوشته بودم که خیلی درسخونم و به درسم اهمیت ویژه میدم...البته قضیه از اونجا شروع میشه که پارسال در حالیکه اول دبیرستان بودم فیزیک و ریاضیم عالی و در حد20بود.حتی نمرات مستمر هردو رو20 شدم.ولی امان از غرور...

متاسفانه موقع امتحانات ترم اخر اونقدر به نمراتم مغرور شده بودم که فکر می کردم این اخریه رو چه بخونم چه نخونم20میشم!!!!!!بنابراین منی که بشدت روی درسام حساس بودم حتی1دور هم کامل نخوندم!!!

و امتحانمو خراب کردم...نمیگم چند...ولی از اونموقع به جان استقلال قسم خوردم که امسال بکوبونم و درسامو عالی بخونم .واسه رسیدن به این هدف هم باید کامپیترو تعطیل کنم...البته هر وقتی سر می زنم...تورو خدا شما هم واسم دعاکند...تو این مدت با خیلی از هوادارای استقلال و پرسپولیس اشنا شدم و خیلی واسم تجربه خوبی بود.همتونو دوست دارم...به امید برد های پیاپی استقلال و نتیجه گیری من در درسام!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 10:52  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

گزارشی از دربی

امروز اومدم چند تا سوال بپرسم و چندتا نکته جالب توجه بگم و برم!! اول اینکه چرا تو نیمه اول به خسرو کارت زرد داد؟؟؟بخاطر خطا یا بخاطر اعتراضش بعد خطا؟؟؟اگه واسه خطاش بود که کاملا بی جهت بود... چون اون بیچاره که کار خاصی نکرد در ضمن همتون می دونید که خسرو روحیه ی وحشی گری نداره مثل لنگی ها!!!! یک چیزی که خیلی منو عصبی می کرد شوخی ها و گپ و گفت های اندو با بازیکنای پرسپولیس بود.از همون اول که بازیکنای2تیم داشتن وارد زمین میشدن تا اخر این پسره داشت با لنگی ها شوخی می کرد و میخندید!!!!حتی وقتی که به نفعشون پنالتی گرفته شد بازم دست از اینکارش برنداشت...بجای ناراحتی داشت می خندید!!!

قبل دربی از امیراباذی پرسیدن چند چند پیش بینی می کنید؟؟اون گفت:ببریم!نتیجه مهم نیس(بیچاره استرس داشته)شیث هم گفت:هر چی خواست خدا باشه(مامانم اینا)اما بعد بازی...

خسرو:یکی از بهترین دربی ها بود که شاهدش بودیم.تماشاگرامونم واقعا از بازی لذت بردن!!جواد کاظمیان:من فکر می کنم امروز استقلال بهتر از ما بازی کردولی بازم من مطمنم اگه پنالتیمون گل میشدنبض بازیو ما بدست می گرفتیم!!جباری:بعداز مدت ها فکر میکنم یه بازیو خیلی خوب شاهد بودیم از دربی.موقعیت های زیادی بود تماشاگرا راضی بودن(فدات شم)

کریمی:بازی زیاد مونده تا اخر لیگ(این حرفو یک جوری زد که من احساس کردم داره کری می خونه اخه یکی نیست بهش بگه خجالتم خوب چیزیه همین الان باختین بازم از رو نرفتی؟؟؟)اندو:ما از موقعیت هامون به نحو احسنت استفاده کردیم وتونستیم پیروز میدان باشیم!مازیار زارع:صددرصد من فکر می کنم امروز برد حق استقلال بود و تبریک میگم بهشون .اگه پنالتی مون گل میشد شاید روند بازی عوض میشد ولی متاسفانه اینطوری نشد.(خوشم اومد از اینکه ادعای الکی نکرد)درضمن نکته ی جالب دیگه اینبود که وقتی قبل از شروع بازی بازیکنای دوتیم داشتن می اومدن تو زمین رحمتی فقط سرش بالا بود و ذکر می گفت ودعا میکرد...(یاد بگیر اندو خان !!!)فعلا بای!!!!




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 0:0  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

استقلال سرور پرسپولیسه!!!!!!!!!!!!1

یک سلام گرم و ابی می کنم به همه ی استقلالیای عزیز که استقلال شده بخش مهمی از زندگی شون!همه ی ابی دوستایی که با حضور ابی شون فضای استادیوم رو گرم کردن و به مردم نشون دادن تا دنیا پابرجاست هوادارای استقلال هم پابرجان!!
پریشب استقلال در حضور یکصد هزار تماشاگر سرخابی لنگی هارو شکست داد تا دوباره ابکش شده برن رختکن!!!!دقیقه ی15فرهاد جونم که واقعا هم یک سرمایه ی ملی محسوب میشه با پاس زیبای اقا مجتبی گل اول ابی پوشان رو به ثمر رسوند میثاق خان هم که فقط حرکت توپ به دروازه رو تماشا کرد!!!!
نیمه ی اول که کلا در اختیار استقلال بود و پرسپولیسیا فقط دنبال بازیکنامون می دویدن و اخرشم روی هم می افتادن!!!(لنگی ان دیگه!!)
نیمه ی دوم استیلی چندتا بچه فوروارد به تیمشون اضافه کرد تا شاید بتونن به بازی برگردن تا اینکه...1پنالتی به نفع ابکشا بدست اومد.در همون موقع یکی از هوادارای لنگی تو چشم رحمتی لیزر انداخت و می خواست با این نامردیش روحیه ی سید مهدی رو خراب کنه ولی رحمتی با روحیه ای مضاعف اماده ی گرفتن پنالتی شد ونوری که بهتره بهش بگیم کوری!(واقعا کور بود که اینهمه دروازه رو ندید!!!)توپ رو زد بیرون...(البته اون هوادار نامرد شانس اورد که من نرفتم استادیوم وگرنه با دستای خودم خفه اش میکردم...حقشه مگه نه؟؟؟)
در دقیقه ی80نیز داداش ارش خودم با یک پاس تماشایی مجتبی رو صاحب توپ کرد و مجتبی جون هم باضربه ای دیدنی توپ رو وارد دروازه کرد!!!
             بازم مثل همیشه     اس اس برنده میشه
خوب بید؟؟؟؟؟!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 11:34  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

چی باید بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دونم چی باید بگم...واقعا نمی دونم...استقلال با این هیبت  باوجود اینهمه هوادار عاشق و یکدل اونم تو ورزشگاه ازادی و در مقابل امیرخان باید بازیو ببازه...اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟ماکه خوب بودیم؟؟خدایا!مگه من موقع بازی ازت التماس نکردم ؟مگه صدای اینهمه عاشقو نشنیدی؟؟مگه  درست نیست که خدا دعای بنده هاشو بی جواب نمی ذاره؟؟؟؟مگه من به روح ناصر خان قسمت ندادم؟؟؟ولی خب...درکنار همه اینا میگن هر چیزی حکمتی داره... حتما تو این کارتم یه مصلحتی بوده.حرفی نیست!!فقط میخوام همینجا  به عنوان نماینده از طرف میلیونها هوادارعاشق ازت خواهش کنم کمک کنی پرسپولیسو شکست بدیم!الهی امین...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 10:23  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

عجیب ترین بازی تاریخ2 باشگاه استقلال و پرسپولیس

عجیب ترین بازی تاریخ دو باشگاه استقلال و پرسپولیس در رقابت های باشگاه های تهران در تاریخ 1362/7/15رقم خورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 11:50  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

معرفی برترین مرد قرن بیستم تاریخ باشگاه استقلال

منصور پور حیدری مردی پر افتخاردر عرصه ی ورزش کشورمان است.وی قریب به چهار دهه به عنوان بازیکن ومربی استقلال را همراهی نموده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 11:2  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

تقدیم به سکونشینان ابی دل همراهان همیشگی استقلال در استادیوم ها

صدای رقص پرچم های ابی در دست های عاشق تو تنها سخنی است که سکوت سرد وابدی استادیوم ها را در هم می شکند.اهنگ ترانه های همیشه دلنشین تو و رقص پرچم های همیشه در احتزاز شوق ابی بودن را به من می بخشد و فریاد های من هم اوا با تو از حنجره ام برمی خیزد با عشق تو در سینه وهوای تو در سر.اما صدای فریاد های من در هیاهوی فاصله ها هنوز نشکسته...http://chelseafc.persiangig.com/ss/ss2/ghahremani%2520esteghlal%2520_%2520www_shahravard_com%2520(19).jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 10:41  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

عشقی به نام استقلال

استقلال ای محبوب من!!!!!!!!!!نمیدانی چقدر غریب وزیباست لحظه ی اشنایی باتو.لحظه ی ناب و بی تکرار رسیدن به تو!!!توراکه شناختم تمام دنیایم همه ی سرزمین قلبم همه ی زندگی ام ابی شد.اری!رنگ تو سمبل عشق است و وجود مقدست تبلور احساس... همه ی هستی من!باتو بود که چشم هایم اشک عشق راتجربه کرد.باتو بود که قلبم تپیدن را اموخت.باتو بود که زبانم سرودن را فرا گرفت.اتو نگاهم ابی دیدن را باور کرد.باتو دست هایم ابی پرچمت را لمس کرد.باتو تمام وجودم لبریز از دوست داشتن شد.ای ابی ترین واژه هستی!!اری باتو من متولد شدم قهرمان قلب ابی ام!!از روزی که پرچم ابی ات را به دست گرفتم به غرور پی بردم.عظمت و شکوه راتجربه کردم.هنگامی که سربند ابی ات را به سر بستم سرم پراز سودای توشدو تمام اندیشه هایم رنگ ابی تورا به خود گرفت.از لحظه ای که لباس مقدس و ابی تو رابه تن کردم غیرت وتعصب را اموختم.از روزی که به تماشای ابدیت وجودت نشستم وجودم باهیجان و التهاب وتشویش اشنا شد. استقلال بی همتای من!!!در مکتب ابی تو بود که اموختم بالباس تو در تن باپرچم تو در دست باسربند تو درسر وبا عشق تودر سینه نباید حرمت شکنی کرد ودر مقابل گستاخی بی حرمتان تنها باید نام زیبای توراخواند.توراباید فریاد کرد بالاتر از هر صدایی چراکه عظیم تر از هر عشقی هستی.هرچند که تو همیشه تنهایی...همیشه جز تو وهوادارانت وخالق یکتا هیچ کسی نیست...اما برای تو ای عمیق ترین معنای عشق همین کافی است وبرای ما تو تنها تو همه چیز هستی.همه چیز... کاش میدانستی چقدر دوستت داریم وکاش میدانستی چه افتخاری است دوست داشتن تو...براستی باتو تمام لحظه هایمان ابی است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 17:34  توسط مریم دوست همیشگی تو  | 

لحظات باتو بودن

روزی که خورشید ابی عشقت ازمشرق قلبم طلوع کرد حس کردم گرمایی ابی رنگ وجودم را دارد فرا میگیرد.چه لحظه هایی باتو داشتم استقلال!!!با چه تشویشی به پرچم ابی ات خیره میشدم و زیر لب برایت دعا می خواندم.نمی دانی در ان لحظه که رقص ده ها هزار پرچم ابی رادر دستهای بی قرارت می دیدم چه شوقی در قلبم میشکفت.چقدر زیبا ابی تو شد مشق وجودم و من هر لحظه هزار بارمشق می کردم عشق ابی ات را وامروز افتاب ابی عشقت تمام سرزمین وجودم را در تب عشق بی نظیرت سوزانده و افتخار "ابی بودن"افتخار "دوستدار استقلال بودن "دارد نصیبم میشود.قلبم سرشار از عشق توست.مگر می شود از ابی تو دل کند...                                                                                     به نام ابی مقدست به مقدس ترین عشق ها که عشق توست هرگز در قلبم غروب نکن که حضور ابی تو در قلبم تنها بهانه ی تداوم هستی من است   

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 11:18  توسط مریم دوست همیشگی تو  |